صابر و فاطمه

سید صابر و همسر خدایی اش
 
۱
ساعت ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٦/۳٠ : توسط : صابر طباطبائی یزدی

مقدمه

 

 

 

   در بسیاری از مراحل تولید یک نرم افزار مهندس نرم افزار باید حضور داشته باشد و در کلیه این مراحل باید مدیریت طراحی کلی این کار بر اساس ایده کلی و تصمیمات خود مهندس نرم افزار باشد. مشکلاتی که ممکن است در این مسیر بوجود آیند به مدیریتی فرای این مدیریت باز می گردد. مدیریتی که باید مشکلات و موانع و مخصوصا ضعف اعضا در درک مسیر و چگونگی انجام وظائف را تشخیص دهد. این مدیریت به دلسوزی صاحب پروژه در انجام و یا بهینگی انجام ان باز می گردد. در بخش اول راجع به مسائلی که به نظر بنده تاثیر به سزایی در کلیه مراحل و مخصوصا هر چه بالاتر بردن کیفیت محصول نهایی است خاهم پرداخت ودر بخش های بعدی به توضیح کارهایی که خودم انجام دادم خواهم پرداخت و در بخش سوم به توضیح نرم افزار به وجود آمده خواهم پرداخت.

   در آغاز کمی از مسائل موجود در تولید نرم افزار در فضای کنونی می پردازم. به نظر نویسنده دراین کار مشکلات و موانعی به طور ساختاری در کشور وجود دارند که از اونها صرف نظر می کنم وبه مسئله های زیر ساختاری می پردازم.پس به نظر من در محیط  کنونی تا به آن مرحله ای نرسیم که جایگاه هر کدام از متخصصان در انجام یک پروژه وبه ثمر رسیدن آن را تشخیص ندهیم اوضاع از این بهتر نمی شود. خودتان منظور من را از این مثال کوچک بفهمید. مثلا نقش یک مهندس را با یک کاردان و یک شخص تجربی و اندازه تاثیراعمال یک مدیریت برتعیین نقش هر یک در نیل به هدف کلی را نمی دانیم. در مر حله بعدی نمی دانیم که یک مدیر باید چه بداند و چه مسائل و نکاتی در درجه بالاتر و ارجع ترهستند و توجه و اهمیت بالاتری را می طلبند ولی می دانیم باید چه مسائلی را رعایت کند تا کسی نتواند او را از جایگاه مدیر به جایگاه یک مدیر انتقاد پذیر برساند و بشود به راحتی از او به عنوان ارشدتر انتقاد کرد. چون این اعمال او را نمی تواند به هدفش برساند و کمک به نیل به اهداف کلی سازمان کند پس فقط باید نقش وی باید بسیار اساسی و بدون اشکال به نظر آید. همان کاری که در بسیاری از موسسات ما به خوبی انجام می شود و هیچ کس نیست که بگوید آیا واقعا شغل یک حسابرس همان چیزی است که من و شما از آنها می دانیم و شنیده ایم یا آن چیزی که باید باشد و بخاطر حذف یک سری از مشکلات اساسی تلاش کنند.

   آشنا شدن با محیط و اهدافی که در مسیر روشن می شوند دو نکته ای هستند که توجه به سرعت دادن آن در پروسه از طرف مدیر کاملا  امر مهمی به نظر می رسد. در راستی رسیدن به این هدف این اوامر موثر هستند. یکی از مهم ترین و اولین های آنان دادن اعتماد به نفس و به نظر من از همه مهم تر بالا بر دن روحیه و انگیزه تک تک افراد است. در هر بازه زمانی باید این نکته را رعایت کرد که در صورت احتمال پایین آمدن انگیزه در افراد باید به آنها در بازیابی روحیه و انگیزه و توان کاری از دست رفته شان کمک کرد.

   یکی دیگر از مهم ترین این عوامل پرسیدن نقاط ضعف و انتقادات و مخصوصا پیشنهاد جایگزین می باشد. به نظر من شاید مشورت کردن در لابلای صحبت ها و جلسات و جویا شدن از ایده ها و نظرات جدید می تواند رراهکار خوبی در انجام این کار باشد و صد در صد این امر را مهم می دانم که نباید گول خورد و باید ازوجود امکانات و توانایی های افراد در انجام ایده های جدید مطمئن شد.

   دیگر اینکه اگر نکته ای را کاملا توضیح نمی دهم به دلیل این است که این ها به یک شخص خاص یا یک گروه خاص بر نمی گردد بلکه این مشکلات در مراحل کار متوجه شدم و چون همیشه از ضعف مدیریتی موجود انتقادات و حرف و حدیث های مختلف را شنیده بودم می دانستم که باید تمام توجه خودم را در بدست آوردن تجربیات واقعی خودم استفاده کنم.و با دید باز به اطرافم نگاه و دقت کنم.

در انتها از کلیه همکاران و دوستان و رئسای خود از توجه و دقت ایشان به حرف هایی که من با ایشان در میان گذاشتم و راهنمایی های لازم را به من گوشزد کردند، کمال قدر دانی و تشکر را دارم .