صابر و فاطمه

سید صابر و همسر خدایی اش
 
قبل از سفر خیلی وقت بود که می خواستیم بریم سفر
ساعت ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۱٧ : توسط : صابر طباطبائی یزدی

به چند تا دلیل همیشه می خواستیم بریم یزد.

یکیش این بود که پسوند فامیلی من یزدی بوده و بیست ساله همه میگن یزدی هستی و من در جواب میگم تا حالا یزد رو هم ندیدیم.

شاید دلیل دوم اش این باشه که خانوم من مدیریت هتلداری و جهانگردی که یه رشته ی بین رشته ایه رو می خونه و انقدر از سفر و مسافرت و اوقات فراغت می خونن و حرف می زنن که همیشه جلوی چشم ماست.

سالی سه تا سفر میریم. یکی مشهد یکی جنوب یکی هم متغیره/ دوست ندارم کسی بهم حسودی کنه. اما میدونم سفر رفتن جز فطرت انسانه. همه ی ما میتونیم اگر بخواهیم.

                                              مطالعه ی متن اصلی این سفر