صابر و فاطمه

سید صابر و همسر خدایی اش
 
دقت در رفتار با همسرم
ساعت ۸:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱/۱۳ : توسط : صابر طباطبائی یزدی
اگر همیشه انسان به اطرافش توجه کنه و غرور رو کنار بذاره از همه کس و همه وقت می تونه چیز هایی یاد بگیره و خودش رو بسازه.
قصه از این قراره که من و همسرم مثل همیشه موقع اذون شد و وایسادیم نماز جماعت و من گرم ام بود و عبا ننداختم و به من طوری یاد داد که همیشه در پیشگاه خدا آماده شو و برو که من دیگه فراموش نمی کنم و همچین غفلتی ازم سر نمی زنه.
گفت امام جماعت ما هر روز شل تر میشه.
و من فهمیدم که باید زود تر وضو بگیرم و چیزی برای نمازمون کم نذارم.
 
ایسم ها و حقیقت
ساعت ۱:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱/۱۳ : توسط : صابر طباطبائی یزدی

چگونه اونها می تونند با تهمت زدن و کارهای زشت دیگه، عده ای رو به سمت خودشون بکشند و ما هم یه عده دیگر رو. حکمت اش چیه؟ چرا یه کسی به راهی میاد و دیگری به راه دیگه. هر کسی دنبال حق و حقیقت حرکت می کنه اما چرا یه کسی به این دسته میاد و دیگری خودشون رو متعلق به دسته ای دیگر می دونند. قانوونی داره؟ حساب و کتابی داره؟ اجباری وسطه؟ منطقی وجود نداره؟


ادامه مطلب را مطالعه کنید