صابر و فاطمه

سید صابر و همسر خدایی اش
 
وظایف زن و شوهر خوشبخت در قبال جامعه و مردم
ساعت ٧:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۸  

توی این دو هفته هم ، اتفاقاتی افتاد در دور رو بر من و فاطمه که فهمیدیم که چقدر اخلاق و خانواده ها و مسائل دیگر در خوشبختی زن و شوهر دخیل هستند

خدا را صد ها بار بخاطر نعمت هایش شکر کردیم و

به خود صد ها تلنگر زدیم که اگر خدا نعمت دهد ، بابت آسایش و راحتی و خوشبختی و آرامش، وظایف سنگینی را از ما توفع دارد.

به وظایف خود میاندیشم. به کارهایی که همه ی مردم آنها را وظایف خود نمی دانند.

ما را راهنمایی کنید! بگویید چه کنیم؟



 
اولین سفر غیر زیارتی
ساعت ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۱٧  

رفتیم یزد. کل برنامه ریزی مون برای این سفر یک هفته بود. اما چون تازه از سفر جنوب قبل عید برگشته بودیم سفر رفتن برامون غیر سخت گیرانه و آسون بود

قبل از سفر خیلی وقت بود که می خواستیم بریم سفر

جرقه ی سفر رو یکی از همکارانم زد

خود سفر درس هایی داشت که اولیش آتش بود. که میتونید اینجا بخونید

درس ها و خاطره های دیگه ی من از سفر راز شناخت همسفر بود

خاطره های دیگه رو هم اینجا سعی می کنم لیست کنم

برگشتن و دانشگاه همسرم و کار و مرخصی و وضعیت شرکت هم تحولاتی داشت که یادداشت خواهم کرد



 
کل برنامه ریزی مون برای این سفر یک هفته بود
ساعت ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۱٧  

هر سال میریم به فامیل هامون که اکثرشون یعنی بالای 90 در صد تهران هستند سر میزنیم. آخه من ساکن قم هستم و الان که این یادداشت رو می نویسم سه ساله و چند ماهه که اومدم قم. آخه اینجا ترافیک نیست و عمرم رو میتونم صرفه جویی کنم و در تحصیل علم خرج کنم.

بعد از اینکه توی عید به همه ی فامیل ها سر زدیم و حساب و کتاب کردیم دیدیم هزینه ها به ما اجازه میده که یه سفر بریم.

وقتی همکارم از اونجا برگشت و کسی رو بهم معرفی کرد که میتونستم مطمئن باشم که یه مکان خیلی ساده برای استراحت امون برای خوابیدن پیدا میشه تصمیم گرفتیم که راه بیافتیم

                                              مطالعه ی متن اصلی این سفر



 
سفر جنوب
ساعت ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۱٧  

آخه ما هر سال میریم جنوب. ما اعتقاد داریم که اگر دفاع نبود. ما نبودیم. پس میریم که بیاموزیم و تشکر کنیم از کسایی که از ناموس و جان و مال و وطن ما دفاع کردند.

                                              مطالعه ی متن اصلی این سفر



 
قبل از سفر خیلی وقت بود که می خواستیم بریم سفر
ساعت ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۱٧  

به چند تا دلیل همیشه می خواستیم بریم یزد.

یکیش این بود که پسوند فامیلی من یزدی بوده و بیست ساله همه میگن یزدی هستی و من در جواب میگم تا حالا یزد رو هم ندیدیم.

شاید دلیل دوم اش این باشه که خانوم من مدیریت هتلداری و جهانگردی که یه رشته ی بین رشته ایه رو می خونه و انقدر از سفر و مسافرت و اوقات فراغت می خونن و حرف می زنن که همیشه جلوی چشم ماست.

سالی سه تا سفر میریم. یکی مشهد یکی جنوب یکی هم متغیره/ دوست ندارم کسی بهم حسودی کنه. اما میدونم سفر رفتن جز فطرت انسانه. همه ی ما میتونیم اگر بخواهیم.

                                              مطالعه ی متن اصلی این سفر



 
دوستی ها و عشق های امروزی
ساعت ٥:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱۱  

الان توی تهران میبینیم که خیلی از انسان های متدین هم بدلیل بالارفتن سن ازدواج دست به دوستی می زنند.

توی این دوستی ها ممکنه متدین بره به سمت کسی که اصلا به شرع اعتقاد عملی نداره

توی این جنگ یه طرف که ایمانش به اون سمت یا جبهه ی حق قوی تر باشه برنده میشه

اگر کسی که در جبهه ی حقه بخواد از این راه کسی رو به اسلام دعوت کنه صد در صد اشتباه کرده چون (1) در اسلام هدف وسیله رو توجیه نمی کنه و خداوند اجازه نمی ده که اسلام از غیر راهش پیروز بشه

اگر کسی با نیت خالص و بدون دشمنی با دین به سمت جنس مخالفی بیاد که مجبور بشه او رو بخاطر دین بپذیره و آداب و بطن دین رو هم درک قلبی کنه او حقیقتا یک انسان نجات یافته است که میتونیم بگیم این عشق زمینی براش مقدمه ی عشق خدایی (2) شده

اگر کسی هم بیاد و امتحان بشه و راه دین رو انتخاب نکنه به صلاح خودش و طرف مقابلش عمل کرده چون 

(1): چون از جوی حقیری که به برکه ای میریزد نمی توان مرواریدی صید کرد

(2):البته میگن تمام عشق های زمینی مجازی هستند،و تنها عشق حقیقی رو عرفا دارا هستند.



 
سی دی های آموزشی فارسی شرکت های بزرگ آموزشی در سراسر دنیا
ساعت ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٦  

برای خرید سی دی آموزشی ترجمه شده ی شرکت های LearnKey   CBTNuggets   AppDev    TrainSignal    روی این لینک کلیک کنید

سی دی آموزشی شیرپوینت 2007 قیمت ده هزار تومان

سی دی آموزشی سخت افزار

سی دی آموزشی ام اس پراجکت سرور 2007

سی دی آموزشی اکسچینج سرور 2007

این سی دی ها به زبان فارسی توسط استاد این دروس تدریس و ضبط شده  که عموما نویسنده ی این وبلاگ و ده ها وبلاگ تخصصی دیگر که رزومه ی ایشان را می توانید در اینجا ملاحظه کنید.  saber.tabatabaee.googlepages.com

سی دی آموزشی cd dvd شیرپوینت شرپوینت اکسچینج سی آر ام پورتفولیو مایکروسافت پراجکت مدیریت پروژه مدیریت ارتباط با مشتری crm msp msps tfs vsts

visual studio team system



 
آسمان و توحید
ساعت ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/٢٠  

انقدر چشمامون رو توی این صفحه ی مونیتور انداختیم که چشمامون ضعف شدند

وقتی به آسمون نگاه می کنیم دیگه چشم هامون ستاره ها رو نمیبینه

اونهایی مون که توی شهریم اصلا سرمون به آسمون نمیرسه. هنوز توی شهرمون آسمون خراش نداریم تازه هیچی از آسمون دیده نمیشه

یادمه مادر بزرگم هر چیزی میدید مبنی بر قدرت خدا می گفت لاحول ولا قوة الا بالله العلی العظیم.

ما چقدر در مخلوقات خدا میا ندیشیم و به کلام خدا پناه میبریم.



 
دقت در رفتار با همسرم
ساعت ۸:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱/۱۳  
اگر همیشه انسان به اطرافش توجه کنه و غرور رو کنار بذاره از همه کس و همه وقت می تونه چیز هایی یاد بگیره و خودش رو بسازه.
قصه از این قراره که من و همسرم مثل همیشه موقع اذون شد و وایسادیم نماز جماعت و من گرم ام بود و عبا ننداختم و به من طوری یاد داد که همیشه در پیشگاه خدا آماده شو و برو که من دیگه فراموش نمی کنم و همچین غفلتی ازم سر نمی زنه.
گفت امام جماعت ما هر روز شل تر میشه.
و من فهمیدم که باید زود تر وضو بگیرم و چیزی برای نمازمون کم نذارم.

 
ایسم ها و حقیقت
ساعت ۱:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱/۱۳  

چگونه اونها می تونند با تهمت زدن و کارهای زشت دیگه، عده ای رو به سمت خودشون بکشند و ما هم یه عده دیگر رو. حکمت اش چیه؟ چرا یه کسی به راهی میاد و دیگری به راه دیگه. هر کسی دنبال حق و حقیقت حرکت می کنه اما چرا یه کسی به این دسته میاد و دیگری خودشون رو متعلق به دسته ای دیگر می دونند. قانوونی داره؟ حساب و کتابی داره؟ اجباری وسطه؟ منطقی وجود نداره؟



 
← صفحه بعد