صابر و فاطمه

سید صابر و همسر خدایی اش
 
برم خواستگاری؟ نرم ؟ بابا مامان میگن . من دلم نیست حوصله مهمون بازی ندارم
ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۸/۱٢ : توسط : صابر طباطبائی یزدی
ته اش اینه که میری.
برو همرو بگو نه
خوش میگذره
بخند
توی دلت
ولی اگه دلت گرفتار شد
جدی نگیر
من از خدام بود
میرفتیم یک آدمایی میدیدم
مامانم میگفت بریم
میگفتم بریم
خوش میگذره
فان نگاه کن
سخت نگیر
برو ببین آدمای مختلف رو
من الان بعضی وقتا ناشکری می کنم
یاد اون روزا میفتم
قدر زندگیم رو میدونم
میگم مثلا اگه اون دختره میشد چه بد میشد
اگه هر کدوم میشدن خیلی بد میشد
وضع کنونی با ضعف هاش خیلی خوبه
شاکر میشه آدم
فکر کنم اون دخترا هم ضرر نکردن
و دخترایی هم که با تو آشنای میشن ضرر نخواهند کرد
پز میدن فلانی خوشتیپ خاستگار ما بوده
با فکر تو آشنا میشن
مطمئن باش به سود دو طرفه
حرف پدر و مادر هم نباید خیلی با اکراه گوش داد
با دل برو
با عشق برو
فکر کن خدا دستت رو گرفته داره میبره یه چیزایی مث یک فیلم سینمایی بهت نشون بده
نه اونقدر جدیه قضیه
نه اونقدر شوخی
خدا رزق آدم رو که معلوم کرهد
با هر کس دیگه ای هم نیمشه به اون اندازه خوشبخت شد
به نظرم خیلی حال میده
من دلم تنگ شده واسه اون دوران
خیلی درس میگیره آدم
آدمای عجیب و غریب
خواسته های عجیب و غریب
فکرای با مغز آدمای با فرهنگ آدمای ظاهر بین آدمای اهل پز دادن آدمای مذهبی آدمای ظاهر دین رو دارن 
همه جور چیزی پیدا میشه
د رکل حال میده
راحت هم نظرت رو بگو
تمرین خودش
تمرین اینکه آدم بره نه بگه
آدم بره آره بگه
آدم بره فکر کنه
فکر خودش همینجاها شکل میگیره
ساختار میگیره
من که نیاز دارم 
همیشه نیاز احساس می کنم که فکرم درگیر باشه قواعدش رو بازیابی کنه
مخصوصا که جدی باشه
توی گود
واقعی
میخوای تصمیم بگیری تا ته عمرت چه خطی رو طی کنی
زن خیلی نقطه عطف
زنی که آدم انتخاب میکنه تا ته عمر باید همون خط رو بره
اگر خط سکس باشه تا ته مجبوری بری
اگر خط جاه و مقام باشه مجبوری بری
اگر خط رفاه طلبی و آسایش بیش از حد و تجملات باشه مجبوری بری
اگر خط دین و آخریت باشه بیمه میشی
اگر خط امام حسین باشه
خط شهدا باشه
خط ساده زیستی باشه
خط گذشت باشه
خط عشق باشه
خط انسان شدن باشه
مجبوری بری
خیلی نقطه عطفه لامصب
چقدر حرف زدم

 
امشب من و همسرم با ریحانه دو ساله برنامه ریزی کردیم که درس خانم همیز رو گوش بدیم
ساعت ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٢۳ : توسط : صابر طباطبائی یزدی

چند وقته که محل کار ما به موضوع خانواده اهمیت داده

و استاد تراشیون رو برای مردا میارن تا صحبت کنن

و استاد همیز رو برای خانم ها میارن تا با خانوم هامون صحبت کنیم

تا آرامش هر چه بیشتر در خانواده حاکم بشه

و محل کار بیمه بشه که مردان با تمرکز بیشتر سر کار حاضر بشن.

 

این هم عکس دخترمون

برای دیدن عکس های بیشتر روی عکس کلیک کنید

برای خوندن ادامه ی مطلب روی لینک ادامه مطلب کلیک کنید

ریحانه سادات طباطبایی یزدی


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
وظایف زن و شوهر خوشبخت در قبال جامعه و مردم
ساعت ٧:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۸ : توسط : صابر طباطبائی یزدی

توی این دو هفته هم ، اتفاقاتی افتاد در دور رو بر من و فاطمه که فهمیدیم که چقدر اخلاق و خانواده ها و مسائل دیگر در خوشبختی زن و شوهر دخیل هستند

خدا را صد ها بار بخاطر نعمت هایش شکر کردیم و

به خود صد ها تلنگر زدیم که اگر خدا نعمت دهد ، بابت آسایش و راحتی و خوشبختی و آرامش، وظایف سنگینی را از ما توفع دارد.

به وظایف خود میاندیشم. به کارهایی که همه ی مردم آنها را وظایف خود نمی دانند.

ما را راهنمایی کنید! بگویید چه کنیم؟


 
اولین سفر غیر زیارتی
ساعت ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۱٧ : توسط : صابر طباطبائی یزدی

رفتیم یزد. کل برنامه ریزی مون برای این سفر یک هفته بود. اما چون تازه از سفر جنوب قبل عید برگشته بودیم سفر رفتن برامون غیر سخت گیرانه و آسون بود

قبل از سفر خیلی وقت بود که می خواستیم بریم سفر

جرقه ی سفر رو یکی از همکارانم زد

خود سفر درس هایی داشت که اولیش آتش بود. که میتونید اینجا بخونید

درس ها و خاطره های دیگه ی من از سفر راز شناخت همسفر بود

خاطره های دیگه رو هم اینجا سعی می کنم لیست کنم

برگشتن و دانشگاه همسرم و کار و مرخصی و وضعیت شرکت هم تحولاتی داشت که یادداشت خواهم کرد


 
کل برنامه ریزی مون برای این سفر یک هفته بود
ساعت ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۱٧ : توسط : صابر طباطبائی یزدی

هر سال میریم به فامیل هامون که اکثرشون یعنی بالای 90 در صد تهران هستند سر میزنیم. آخه من ساکن قم هستم و الان که این یادداشت رو می نویسم سه ساله و چند ماهه که اومدم قم. آخه اینجا ترافیک نیست و عمرم رو میتونم صرفه جویی کنم و در تحصیل علم خرج کنم.

بعد از اینکه توی عید به همه ی فامیل ها سر زدیم و حساب و کتاب کردیم دیدیم هزینه ها به ما اجازه میده که یه سفر بریم.

وقتی همکارم از اونجا برگشت و کسی رو بهم معرفی کرد که میتونستم مطمئن باشم که یه مکان خیلی ساده برای استراحت امون برای خوابیدن پیدا میشه تصمیم گرفتیم که راه بیافتیم

                                              مطالعه ی متن اصلی این سفر


 
سفر جنوب
ساعت ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۱٧ : توسط : صابر طباطبائی یزدی

آخه ما هر سال میریم جنوب. ما اعتقاد داریم که اگر دفاع نبود. ما نبودیم. پس میریم که بیاموزیم و تشکر کنیم از کسایی که از ناموس و جان و مال و وطن ما دفاع کردند.

                                              مطالعه ی متن اصلی این سفر


 
قبل از سفر خیلی وقت بود که می خواستیم بریم سفر
ساعت ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۱٧ : توسط : صابر طباطبائی یزدی

به چند تا دلیل همیشه می خواستیم بریم یزد.

یکیش این بود که پسوند فامیلی من یزدی بوده و بیست ساله همه میگن یزدی هستی و من در جواب میگم تا حالا یزد رو هم ندیدیم.

شاید دلیل دوم اش این باشه که خانوم من مدیریت هتلداری و جهانگردی که یه رشته ی بین رشته ایه رو می خونه و انقدر از سفر و مسافرت و اوقات فراغت می خونن و حرف می زنن که همیشه جلوی چشم ماست.

سالی سه تا سفر میریم. یکی مشهد یکی جنوب یکی هم متغیره/ دوست ندارم کسی بهم حسودی کنه. اما میدونم سفر رفتن جز فطرت انسانه. همه ی ما میتونیم اگر بخواهیم.

                                              مطالعه ی متن اصلی این سفر


 
دوستی ها و عشق های امروزی
ساعت ٥:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱۱ : توسط : صابر طباطبائی یزدی

الان توی تهران میبینیم که خیلی از انسان های متدین هم بدلیل بالارفتن سن ازدواج دست به دوستی می زنند.

توی این دوستی ها ممکنه متدین بره به سمت کسی که اصلا به شرع اعتقاد عملی نداره

توی این جنگ یه طرف که ایمانش به اون سمت یا جبهه ی حق قوی تر باشه برنده میشه

اگر کسی که در جبهه ی حقه بخواد از این راه کسی رو به اسلام دعوت کنه صد در صد اشتباه کرده چون (1) در اسلام هدف وسیله رو توجیه نمی کنه و خداوند اجازه نمی ده که اسلام از غیر راهش پیروز بشه

اگر کسی با نیت خالص و بدون دشمنی با دین به سمت جنس مخالفی بیاد که مجبور بشه او رو بخاطر دین بپذیره و آداب و بطن دین رو هم درک قلبی کنه او حقیقتا یک انسان نجات یافته است که میتونیم بگیم این عشق زمینی براش مقدمه ی عشق خدایی (2) شده

اگر کسی هم بیاد و امتحان بشه و راه دین رو انتخاب نکنه به صلاح خودش و طرف مقابلش عمل کرده چون 

(1): چون از جوی حقیری که به برکه ای میریزد نمی توان مرواریدی صید کرد

(2):البته میگن تمام عشق های زمینی مجازی هستند،و تنها عشق حقیقی رو عرفا دارا هستند.


 
سی دی های آموزشی فارسی شرکت های بزرگ آموزشی در سراسر دنیا
ساعت ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٦ : توسط : صابر طباطبائی یزدی

برای خرید سی دی آموزشی ترجمه شده ی شرکت های LearnKey   CBTNuggets   AppDev    TrainSignal    روی این لینک کلیک کنید

سی دی آموزشی شیرپوینت 2007 قیمت ده هزار تومان

سی دی آموزشی سخت افزار

سی دی آموزشی ام اس پراجکت سرور 2007

سی دی آموزشی اکسچینج سرور 2007

این سی دی ها به زبان فارسی توسط استاد این دروس تدریس و ضبط شده  که عموما نویسنده ی این وبلاگ و ده ها وبلاگ تخصصی دیگر که رزومه ی ایشان را می توانید در اینجا ملاحظه کنید.  saber.tabatabaee.googlepages.com

سی دی آموزشی cd dvd شیرپوینت شرپوینت اکسچینج سی آر ام پورتفولیو مایکروسافت پراجکت مدیریت پروژه مدیریت ارتباط با مشتری crm msp msps tfs vsts

visual studio team system


 
آسمان و توحید
ساعت ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/٢٠ : توسط : صابر طباطبائی یزدی

انقدر چشمامون رو توی این صفحه ی مونیتور انداختیم که چشمامون ضعف شدند

وقتی به آسمون نگاه می کنیم دیگه چشم هامون ستاره ها رو نمیبینه

اونهایی مون که توی شهریم اصلا سرمون به آسمون نمیرسه. هنوز توی شهرمون آسمون خراش نداریم تازه هیچی از آسمون دیده نمیشه

یادمه مادر بزرگم هر چیزی میدید مبنی بر قدرت خدا می گفت لاحول ولا قوة الا بالله العلی العظیم.

ما چقدر در مخلوقات خدا میا ندیشیم و به کلام خدا پناه میبریم.


 
← صفحه بعد